با توجه به روند رو به گسترش علم و وجود کلمات نو و جدید و ورود اجتناب ناپذیر کلمات بيگانه(غیر فارسی انگلیسی- عربی – فرانسه) در رشته های تخصصی در محاورات روزمره بین همکاران و ایجاد شائبه در معانی آنها در بین عزيزان همکار و احساس اینکه لازم است تا معانی بعضی از کلمات از لغات کاربردی حقوقی – اداری به زبان ساده تر و به روایت اساتید بزرگ علوم و گروه های مرجع بیان شود حقیر را بر آن داشت تا با گردآوری این کلمات و جملات که بیشتر ورد محاوره روزمره همکاران می باشد را تدوین، و بشرح ذیل جهت استفاده و اطلاع و آشنایی بیشتر ایشان تدوین نمایم و به همه همکاران عزیزیم یادآوری نمایم که بر اساس سخن بزرگان آنچه را که برای انسان لازم است واجب است که فراگیرند و آنچه در ذیل می آید تنها قطره ای از دریا می باشد که گردآورنده گان تنها در حد وسع خود که قصد داریم بصورت سریال و در شماره فعلی و شماره های آتی بیان می نمائیم و همه آن چیزی که لازمه فراگیری می باشد نیست ،
1-آموزش ضمن خدمت: In- service training
- آموزش هایی است که به کارکنان در مسیر شغلی خود به منظور متناسب ساختن دانش، مهارت و بینش خود با نیازهای شغل مورد تصدی طی می نمایند.
2- آئین نامه: by-Law ordinance –
الف) نظامنامه ب) – آئین نامه اسم مرکب است بمعنای دستورهایی که برای اجرای قانون یا انجام دادن کارهای اداری نوشته شود، مواردی که در شرح و تفسیر یا دستور اجرای مرامنامه یا اساسنامه ای نوشته شده باشد، سابقاً نظامنامه می گفتند ج) – آئین نامه از اصطلاحات حقوقی عمومی است و مقرراتی که مقامات صلاحیتدار وضع و در معرض اجراء می گذراند، خواه هدف آن تسهیل اجرا و تشریح قانون از قوانین موضوعه باشد، خواه درمواردی باشد که اساساً قانونی وضع نشده است د) آئین نامه مقررات قانونی، ناشی از قدرت غیر از پارلمان( مجلس) به منظور تکمیل و تعیین جزئیات اجرایی قانون که موضوع آن صورت قانونی دادن به اموری است که ترتیب آنها در خود قانون مقرر گردیده ، جهت تکمیل یا تنظیم جزئیان اجرایی آن
3- آئین نامه اجرایی:
الف) آئین نامه اجرایی، آئین نامه ایست که برای اجرای یک قانون مقرر می شود، ممکن است آئین نامه اجرایی را خود مجلس و یا دولت یا مقامات اداری کشور در حدود صلاحیتی که دارند تهیه و به معرض اجراء بگذارند ب) آئین نامه ای را می گویند که مقامات صلاحیتدار اداری با اجازه و بنابه دعوت صریع و یا ضمنی قانوگذار برای تکمیل و یا تشریع جزئیات قانون مصوب وضع می کنند.
4- آئین دادرسی ( jurisdiction) :
ا
لف) اسم مجموعه ای که از مقررات بمنظور رسیدگی به مرافعات یا شکایات( قضایی و اداری) درخواستهای قضائی ( مانند درخواست در امور حسبی) و مانند آنها وضع و به کار می رود مانند آئین دادرسی مدنی و آئین دادرسی کیفری
پی نوشت
1) بند الف ماده 1 مصوبه شماره 31337/ت23511هـ مورخ 19/7/1379
2) فرهنگ دهخدا جلد 1 صفحه 207
3) فرهنگ حمید جلد صفحه 82
4) ترمینولوژی حقوق جعفری لنگرودی شماره 5 صفحه یک
5) فرهنگ اصطلاحات حقوقی فارسی- فرانسه عبدالحمید ابوالحمد جلد 1 صفحه 10
6) ترمینولوژی حقوق و جعفری لنگرودی شماره 6 صفحه 1
7) حقوق اداری، منوچهر طباطبائی مؤتمنی جلد 2 صفحه 62
8) ترمینولوژی حقوق- جعفری لنگرودی ش 1 صفحه 1
|
+| نوشته شده توسط
فریدون دهقانی در سه شنبه سی ام بهمن 1386
|